نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ امامی هروی

امامی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رای مرا چو شیفته روی خویش کرد

روی دلم ز روی کرم سوی خویش کرد

چندین هزار بار مرا مست هر دو کون

زلفش ببوئی از سر هر موی خویش کرد

گاهم کمند لطف ز گیسوی وصل ساخت

گاهم کمان فیض ببازوی خویش کرد

گه در جهان جان نفس قدس صبح اوم

مشگین نفس چو صبحدم از موی خویش کرد

قلب مرا شکسته ی پیکان درد خواست

درد مرا مبادی داروی خویش کرد

روح مرا که گلبن بستان قدس بود

خاشاک راه آتش نیروی خویش کرد

بازم چو در فنای فنا محو محو دید

در قرب عشق آینه ی روی خویش کرد

چه جای آینه است که گر نیک بشنوی

مستم چو دید در خم ابروی خویش کرد

ز آن هر نفس ز نفس امامی نفس زند

کورا نفس ز نفس نفس گوی خویش کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و شیدایی نسبت به معشوق است. شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر عمیق او بر دل و جانش می‌پردازد. او بیان می‌کند که چگونه معشوق با نگاه و لطف خود، زندگی‌اش را دگرگون کرده و او را در حالت مستی و شیدایی قرار داده است. همچنین از انعکاس عشق در وجود خود و شکستن قلبش تحت تاثیر دردهای عاشقانه سخن می‌گوید و در نهایت به توصیف امکان بی‌نهایت عشق و ارتباط با معشوق می‌پردازد؛ ارتباطی که فراتر از آینه‌ها و ظواهر دنیوی است.