نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ امامی هروی

امامی هروی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آن شنیدی که خار در گلزار

گل خوشبوی را برادر خواند

راست می گفت لیکن از پی خار

هیچ دانا درخت گل ننشاند

بلکه دانا چو گلبنی پرورد

چون بر اندام اولیا افشاند

ای امامی بگل نگردد خار

چشم ادراکت از چه خیره بماند

گل بی خار کس نکشت و نرست

هیچکس هیچ جا ندید و نخواند

بوی گل، گل به لطف یار دهد

بلبلی را که دل ز خار بماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جایگاه گل اشاره دارد و بیان می‌کند که گل خوشبو می‌تواند برادر خار باشد، اما در واقع هیچ دانایی از پس خار، درخت گل نمی‌کارَد. بلکه دانایی مانند باغبانی است که گل‌ها را پرورش می‌دهد. شاعر از امام یاد می‌کند که به گل تبدیل نمی‌شود و سوال می‌کند که چرا چشم عقل در درک این موضوع باز نمی‌شود. او به این نکته اشاره دارد که هیچ‌کس گل را بدون خار نمی‌کارد و بوی گل تنها با لطف معشوق به بلبل که دلش از خار رنج می‌برد، منتقل می‌شود. در نهایت، شعر بر اهمیت هر دو عنصر گل و خار و رابطه بین آنها تأکید دارد.