شمارهٔ ۸ امامی هروی
امامی هروی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زهی دین پروری کاندر بنانت
سپهر دولتست و اختر داد
مسیر خامه ی گیتی پناهت
در انصاف تو بر خلق بگشاد
ز بهر بندگی در پیش کلکت
زبان بسته است چون نی سرو آزاد
سحرگه بخل را در خواب دیدم
که بر در گاه تو هر لحظه چون باد
بخاک اندر همی غلطید و می گفت:
ز دست جود تو، فریاد، فریاد
طبیعت را خرد دی گفت باوی
که خورشیدش بجز بر دیده ننهاد
روا باشد که بر دست وزارت
ز تقصیر تو از درد آورد یاد
نمی ترسی که دست انتقامش
طبایع را بر آرد بیخ و بنیاد
نمی دانی که گر خواهد جهان را
بگیرد گوهر تکوین و ایجاد
جوابش داد کای بر نه سپهرت
تقدم همچو واحد را بر اعداد
مگر با درد دل بردند ازین پیش
ز جور دور گردون آدمی زاد
چو رای صاحب عادل جهان را
بنور عدل روشن کرد و آباد
برون کردند درد از دل و از آن پس
ستم بر درد می کردند و بیداد
پناه و ملجاء عالم چو او بود
بیامد درد و اندر پایش افتاد
سپهر آن درد برپیچید اکنون
که صد چندان نصیب دشمنت باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره مقام و عظمت یک شخصیت دینی و عدالتطلب است. شاعر با ستایش از او، به دولت و بخشندگیاش اشاره میکند و میگوید که او در مسیر زندگی دیگران را یاری میکند. شاعر، حقایق را به زبان شاعرانه بیان کرده و بر این نکته تأکید میکند که در مقابل بیعدالتیها و ناعدالتیها، باید از عدالت و بزرگواری او دفاع کرد. همچنین، زشتی بخیلان و ستمگران را به تصویر میکشد و خاطرنشان میکند که اگر این عدالت برقرار نباشد، جهان دچار تباهی خواهد شد. در نهایت، تأکید میکند که این شخصیت نماد امید و پناه برای بشریت است که میکوشد رنجها را از دلها بزداید.