غزل شمارهٔ ۱۰۳ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر که او دعوی مستی میکند
آشکارا بتپرستی میکند
هستی آن را میسزد کز نیستی
هر نفس صدگونه هستی میکند
هر که از خاک درش رفعت نیافت
لاجرم سر سوی پستی میکند
دل که خورد از جام عشقش جرعهای
بیخبر شد، شور و مستی میکند
دل چو خواهم باختن در پای او
جان ز شوقش پیش دستی میکند
چند گویی کو جفا تا کی کند؟
ای عراقی، تا تو هستی میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت عشق و حال مستی اشاره میکند. او میگوید کسانی که به عشق وابستهاند و از آن مست میشوند، در واقع در پی حقایق بالاتر هستند و نشانهای از پرستش خدایان را دارند. وجود و هستی به آنها امکانات متفاوتی میدهد و دلهایشان از شراب عشق لبریز میشود. هر کس که از رنج و خاک نمیرهاند، به سمت پستی و تنگ نظمی میرود. در نهایت، شاعر خواهان عشق و شوق است و با بیان «ای عراقی» به خود و دیگران یادآوری میکند که تا زمانی که عشق وجود دارد، انسان باید در پی آن باشد و از جفا دوری کند.