نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۲ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

باز دلم عیش و طرب می‌کند

هیچ ندانم چه سبب می‌کند

از می عشق تو مگر مست شد

کین همه شادی و طرب می‌کند

تا سر زلف تو پریشان بدید

شیفته شد ، شور و شغب می کند

تا دل من در سر زلف تو شد

عیش همه در دل شب می‌کند

برد به بازی دل جمله جهان

زلف تو بازی چه عجب می‌کند؟

طرهٔ طرار تو کرد آن چه کرد

فتنه نگر باز که لب می‌کند

می‌برد از من دل و گوید به طنز:

باز فلانی چه طلب می‌کند؟

از لب لعلش چه عجب گر مرا

آرزوی قند و طرب می‌کند

گر طلبد بوسه، عراقی مرنج،

گرچه همه ترک ادب می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال و هوای شادی و سرور صحبت می‌کند که ناشی از عشق و زیبایی معشوقش است. او نمی‌داند این شادی چه علتی دارد، اما می‌بیند که عشق معشوقش او را مست و شاداب کرده است. شاعر، با نگاه به زلف و زیبایی معشوق، به وجد آمده و دلش در پی آن شور و شغب است. او همچنین به بازی دل‌ها و شیطنت‌های عاشقانه اشاره می‌کند و از این که معشوقش با لب‌هایش دل او را می‌برد، ابراز شگفتی می‌کند. در نهایت، شاعر می‌گوید که اگر معشوق بوسه‌ای بخواهد، نباید ناراحت شود، حتی اگر این درخواست غیرمعمول و بی‌ادبانه باشد.