نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۹ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

اندرین ره هر که او یکتا شود

گنج معنی در دلش پیدا شود

جز جمال خود نبیند در جهان

اندرین ره هر که او بینا شود

قطره کز دریا برون آید همی

چون سوی دریا شود دریا شود

گر صفات خود کند یکباره محو

در مقامات بقا یکتا شود

هر که دل بر نیستی خود نهاد

در حریم هستی، او تنها شود

از مسما هر که یابد بهره‌ای

فارغ و آسوده از اسما شود

ور کند گم صورت هستی خویش

صورت او جملگی معنی شود

ور نهنگ لاخورش زو طعمه ساخت

زندهٔ جاوید در الا شود

صورتت چون شد حجاب راه تو

محو کن، تا سیرتت زیبا شود

گر از این منزل برون رفتی، یقین

دانکه منزلگاهت او ادنی شود

ما به جانان زنده‌ایم، از جان بری

تا ابد هرگز کسی چون ما شود؟

هر که آنجا مقصد و مقصود یافت

در دو عالم والی والا شود

هر که را دل رازدار عشق شد

کی دلش مایل سوی صحرا شود؟

هم به بالا در رسد بی‌عقل و دین

گر عراقی محو اندر لا شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اهمیت یکتایی و شناخت خود در راه حقیقت می‌پردازد. هر کسی که به یکتایی برسد و به عمق معانی پی ببرد، تنها جمال خدا را در عالم می‌بیند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که اگر انسان به صفات خود بی‌اعتنا شود و خود را از دنیای مادی دور کند، به مقام بقا و وجود اصلی‌اش خواهد رسید. روح انسان در این مسیر می‌تواند از قیدهای ظاهری رها شود و به حقیقت بپیوندد. به بیان دیگر، عشق و رازهای الهی می‌تواند انسان را به ملکوت نزدیک کند و او را از دنیا جدا سازد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که تنها در آغوش عشق و یکتایی می‌توان به کمال و حقیقت دست یافت.