نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۰ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نگارینی که با ما می‌نپاید

به ما دلخستگان کی رخ نماید؟

بیا، ای بخت، تا بر خود بموییم

که از ما یار آرامی نماید

اگر جانم به لب آید عجب نیست

به حیله نیم جانی چند پاید؟

به نقد این لحظه جانی میکن ای دل

شب هجر است، تا فردا چه زاید؟

مگر روشن شود صبح امیدم

مگر خورشید از روزن برآید

دلم را از غم جان وا رهاند

مر از من زمانی در رباید

عراقی، بر درش امید در بند

که داند، بو که ناگه واگشاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به فقدان و انتظار اشاره دارد. شاعر از دوری معشوق می‌نالد و به بخت خود دعا می‌کند تا او را به وصال برساند. او به غم و دردهای عشق اشاره می‌کند و از اینکه جانش به لب رسیده است، تعجب نمی‌کند، زیرا در این مسیر دشوار، لحظات زندگی برایش بسیار مهم‌اند. امید به روشن شدن صبح و رهایی از غم را به تصویر می‌کشد و می‌گوید که دلش به شدت برای دیدار یار می‌تپد و در انتظار معجزه‌ای است که شاید روزی او را به وصل برساند.