غزل شمارهٔ ۱۱۷ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا درد تو درمان مینماید
غم تو مرهم جان مینماید
مرا، کز جام عشقت مست باشم
وصال و هجر یکسان مینماید
چو من تن در بلای عشق دادم
همه دشوارم آسان مینماید
به جان من غم تو، شادمان باد،
هر آن لطفی که بتوان مینماید
اگر یک لحظه ننماید مرا سوز
دگر لحظه دو چندان مینماید
دلم با اینهمه انده، ز شادی
بهار و باغ و بستان مینماید
خیالت آشکارا میبرد دل
اگر روی تو پنهان مینماید
لب لعل تو جانم مینوازد
بنفشه آب حیوان مینماید
ندانم تا چه خواهد فتنه انگیخت؟
که زلفش بس پریشان مینماید
به دوران تو زان تنگ است دلها
که حسن تو فراوان مینماید
چو ذره در هوای مهر رویت
عراقی نیک حیران مینماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دردهایی است که عاشق تحمل میکند. شاعر بیان میکند که غم معشوق برای او مثل مرهمی بر جانش است و عشقش باعث میشود که همه سختیها برای او آسان به نظر برسد. او از شوق و نشاط ناشی از عشق سخن میگوید، حتی اگر غم خاصی در دلش باشد. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید که دل او را به شدت درگیر کرده و هرگونه دشواری را شیرین میکند. در نهایت، شاعر به حیرت و شگفتی خود از عشق و جذابیت معشوق اشاره میکند.