غزل شمارهٔ ۱۱۶ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گهی درد تو درمان مینماید
گهی وصل تو هجران مینماید
دلی کو یافت از وصل تو درمان
همه دشوارش آسان مینماید
مرا گه گه به دردی یاد میکن
که دردت مرهم جان مینماید
بپرس آخر که: بی تو چونم، ای جان،
که جانم بس پریشان مینماید
مرا جور و جفا و رنج و محنت
غمت هردم دگرسان مینماید
ز جان سیر آمدم بیروی خوبت
جهان بر من چو زندان مینماید
عراقی خود ندارد چشم، ورنه
رخت خورشید تابان مینماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی تضادهای عشق و درد را توصیف میکند. شاعر میگوید گاهی درد عشق درمانی برای دل است و گاهی وصال معشوق باعث جدایی و هجران میشود. او از حال خود در نبود معشوق میگوید که چگونه غم و رنج او را مشغول کرده و زندگی را مانند زندان میبیند. در نهایت، شاعر میافزاید که اگر چشم عشق در دلش روشن بود، محبوبش مانند خورشید میدرخشید.