نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۰ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل در گره زلف تو بستیم دگربار

در دام سر زلف تو شستیم دگربار

از نرگس مخمور تو مخمور بماندیم

وز جام می لعل تو مستیم دگربار

از بادهٔ عشق تو یکی جرعه چشیدیم

صد توبه به یک جرعه شکستیم دگربار

ما قبلهٔ خود روی چو خورشید تو کردیم

هیهات! که خورشید پرستیم دگربار

دل در گره زلف تو بستیم و برآنیم

جویای سر زلف چو شستیم دگربار

کان جان که نسیم سر زلف تو به ما داد

هم با سر زلف تو فرستیم دگربار

از پیشگه وصل چو برخاست عراقی

با تو دمکی خوش بنشستیم دگربار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وصف عشق و دلبستگی خود به معشوق می‌پردازد. او بار دیگر دل خود را در زلف‌های معشوق گره زده و از زیبایی‌های او مست شده است. با ذکر حالاتی نظیر مستی از جام عشق و توبه‌شکنی، شاعر از قدرت عشق و جذابیت معشوق سخن می‌گوید. او به معشوق به عنوان قبله و خورشید خود ارادت می‌ورزد و بر این تاکید دارد که همچنان در جستجوی سر زلف اوست. در نهایت، شاعر به یاد روزهای وصال با معشوق می‌افتد و از خوشی‌های آن دوران یاد می‌کند.