نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۱ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

در جام جهان نمای اول

شد نقش همه جهان ممثل

خورشید وجود بر جهان تافت

گشت آن همه نقش‌ها مشکل

یک روی و هزار آینه بیش

یک مجمل و این همه مفصل!

بگذر تو ازین قیود مشکل

تا مشکل تو همه شود حل

هست این همه نقش‌ها و اشکال

نقش دومین چشم احول

در نقش دوم اگر ببینی

رخسارهٔ نقشبند اول

معلوم کنی که اوست موجود

یابی همه چیزها مخیل

اشکال عراقی ار نبودی

گشتی همه مشکلات منحل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سخن از تماشای زیبایی‌های جهان و وجود خداوند است. ابتدا به توصیف جهانی می‌پردازد که در آن تمام نقش‌ها و جلوه‌ها به نمایش درآمده‌اند. خورشید وجود که نماد روشنی و حقیقت است، همه چیز را روشن کرده و مشکلاتی که به سفر در این عالم می‌افزاید، پس از گذر از این مراتب حل می‌شود. نکته اصلی این است که با مشاهده فرشتگان و تجلیات الهی، می‌توان به حقیقت وجود پی برد و درک کرد که همه شکاف‌ها و مشکلات در نهایت به شناخت خداوند برمی‌گردند. در نهایت، شاعر به اهمیت عبور از ظواهر و درک باطن می‌پردازد تا به حقیقت برسد.