غزل شمارهٔ ۱۵۳ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مبند ای دل، بجز در یار خود دل
امید از هر که داری جمله بگسل
ز منزلگاه دونان رخت بربند
ورای هر دو عالم جوی منزل
برون کن از درون سودای گیتی
ازین سودا بجز سودا چه حاصل؟
منه دل بر چنین محنت سرایی
که هرگز زو نیابی راحت دل
دل از جان و جهان بردار کلی
نخست آنگه قدم زن در مراحل
که راهی بس خطرناک است و تاریک
که کاری سخت دشوار است و مشکل
نمیبینی چو روی دوست، باری
حجابی پیش روی خود فروهل
ز شوق او تپان میباش پیوست
میان خاک و خون، چون مرغ بسمل
چو روی حق نبینی دیده بردوز
نباید دید، باری، روی باطل
تو هم بربند بار خود از آنجا
که همراهانت بربستند محمل
قدم بر فرق عالم نه، عراقی
نمانی تا درینجا پای در گل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایز بین دنیا و معنویات اشاره دارد و از دل دعوت میکند که به جز یار حقیقی (خدا) به هیچ چیز دیگری وابسته نباشد. شاعر به دل میگوید که از امیدهای دنیوی بگذرد و از محلهای پست دور شود و به دنبال منزلگاهی فراتر از جهان مادی باشد. او پیشنهاد میکند که دل را از دغدغههای دنیوی آزاد کند و برای رسیدن به حقیقت، قدم در مسیری خطرناک و تاریک بگذارد. این راه دشوار و پرخطر است، اما در نهایت باید به سوی نور و حقیقت (روی دوست) حرکت کند و از هر گونه موانع و پردههایی که بر سر راه است عبور کند. در پایان، شاعر هشدار میدهد که در این دنیا نظیر مشکلات و موانع بسیاری وجود دارد و باید از آن دوری کرد.