نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۷ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باز در دام بلا افتاده‌ام

باز در چنگ عنا افتاده‌ام

این همه غم زان سوی من رو نهاد

کز رخ دلبر جدا افتاده‌ام

یاد ناورد آن نگار بی‌وفا

از من بیچاره، تا افتاده‌ام

دست من نگرفت روزی از کرم

تا ز دست او ز پا افتاده‌ام

ننگ می‌دارد ز درویشی من

چون کنم؟ چون بینوا افتاده‌ام

بر درش گر مفلسان را بار نیست

پس من مسکین چرا افتاده‌ام؟

هم نیم نومید از درگاه او

گرچه درویش و گدا افتاده‌ام

عاقبت نیکو شود کارم، چو من

بر سر کوی رجا افتاده‌ام

هان! عراقی، غم مخور، کز بهر تو

بر در لطف خدا افتاده‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ناامیدی و درد و رنجی که از جدایی معشوقش دارد، اشاره می‌کند. او خود را در دام مشکلات و غم‌ها می‌بیند و احساس می‌کند که از محبت و لطف معشوقش دور افتاده است. شاعر از روزهایی یاد می‌کند که امیدوار بوده و به خاطر بی‌محبتی معشوقش حالا در فقر و درماندگی به سر می‌برد. او در نهایت ابراز امیدواری می‌کند که روزی وضعیتش بهبود یابد و بر سر درگاه خداوند به لطف و رحمت برسد، و از عراقی می‌خواهد که نگران او نباشد زیرا همچنان به درگاه خدا امیدوار است.