نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۷ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ناخورده شراب می‌خروشیم

خود تا چه کنیم؟ اگر بنوشیم

آنگاه شنو خروش مستان

این لحظه هنوز ما خموشیم

کو تابش می که پخته گردیم؟

از خامی خویش چند جوشیم؟

چون می نخرند زهد و تقوی

پس بیهده ما چه می‌فروشیم؟

از جام طرب‌فزای ساقی

یاران همه مست و ما به هوشیم

گر غمزهٔ مست او ببینیم

هیهات! که باز چون خروشیم؟

هر چند بدو رسید نتوان

لیکن چه کنیم؟ هم بکوشیم

شب خوش بودیم بی‌عراقی

امروز در آرزوی دوشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حالتی از سرخوشی و مستانه اشاره دارد. او از لذت شراب و بی‌خیالی می‌گوید و به خود می‌اندیشد که اگر بنوشد چه می‌شود. شاعر احساس می‌کند که همگی مست و شاداب‌اند، اما او هنوز در حال خموشی است. او همچنین به نوعی انتقاد می‌کند از زهد و تقوی که بی‌فایده به نظر می‌رسند و از غمزه‌های معشوق سخن می‌گوید که اگرچه نمی‌تواند به او برسد، اما تلاش خواهد کرد. در کل، این شعر نماد تضاد میان شادی و غم، و همچنین جستجوی لذت در زندگی است.