غزل شمارهٔ ۲۰۲ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
ز غصه ناتوانم، با که گویم؟
ز تنهایی ملولم، چند نالم؟
ز بییاری به جانم، با که گویم؟
به عالم در، ندارم غمگساری
نمیدارم، ندانم با که گویم؟
ز غصه صدهزاران قصه دارم
ولی پیش که خوانم؟ با که گویم؟
چو مرغ نیم بسمل در غم یار
میان خون تپانم، با که گویم؟
فتاده چون بود در دام صیدی؟
ز محنت همچنانم، با که گویم؟
به کام دوستان بودم، کنون باز
به کام دشمنانم، با که گویم؟
مرا از زندگانی نیست سودی
ز هستی در زیانم، با که گویم؟
همه بیداد بر من از عراقی است
ز بودش در فغانم، با که گویم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دلتنگی و غم خود صحبت میکند و به تنهایی و بییار بودنش اشاره میکند. او از اضطراب و غم بیپایانش شکایت دارد و میپرسد که با چه کسی میتواند این دردها و قصهها را در میان بگذارد. احساس میکند که مانند پرندهای زخمی در غم کسی گرفتار شده است و از محنتاش ناراضی است. او به وضعیت کنونیاش اشاره میکند که در گذشته در کنار دوستانش بود، اما اکنون در کنار دشمنانش به سر میبرد. در نهایت، شاعر بیان میکند که از زندگی سودی نمیبرد و تمام درد و رنجش به خاطر معشوقش عراقی است.