غزل شمارهٔ ۲۴۶ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارا، گرچه از ما برشکستی
ز جانت بندهام، هر جا که هستی
ربودی دل ز من، چون رخ نمودی
شکستی پشت من، چون برشکستی
چرا پیوستی، ای جان، با دل من؟
چو آخر دست، از من میگسستی
ز نوش لب چو مرهم میندادی
ز نیش لب چرا جانم بخستی؟
ز بهر کشتنم صد حیله کردی
چو خونم ریختی فارغ نشستی
اگرچه یافتی از کشتنم رنج
ز محنتهای من، باری، برستی
مرا کشتی، به طنز آنگاه گویی:
عراقی، از کف من نیک جستی!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از نگارا بیانگر احساسات غم و درد ناشی از جدایی و عشق ناکام است. شاعر به معشوقهاش اشاره میکند که با وجود جدایی، هنوز به او وابسته است و دلش را ربوده. او از نیش و آزارهای معشوق سخن میگوید و به چیرگی او در قلبش اشاره میکند. شاعر احساس میکند که معشوق از رابطهی خود بیتوجهی نشان میدهد، در حالی که خود او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که حتی در شرایط سخت، عشق او به معشوق همچنان پابرجا است.