غزل شمارهٔ ۲۶۹ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
فمالی لم اطا سبع الطباقی
و لم اصعد علی اعلی المراقی
چرا خربندهٔ دجال باشم؟
چو کردم با مسیحا هم وثاقی
علی اعلی المعارج و المعالی
مطاء المجد اوحی کالتراق
به از هشتم بهشت آید مرا جای
ورای این رواق هفت طاقی
و انی لم اصرح باتحاد
ولکن ان فنیت اکون باق
مگو: من او و او من، نیک میدان
که او را خود نباشد جفت و طاقی
و کیف تبین فی ثیار بحر
قطیرات جرین من السواق
مکن فاش این سخنها همچو حلاج
بیاویزندت از دار، ای عراقی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأمل و تأکید بر عالیترین درجات روحانی و مرتبههای معنوی میپردازد. او میگوید که چرا باید به سطح پایینتری فرود آید در حالی که با مسیح (ع) در اتحاد است. او مرتبههای عالی را توصیف میکند و اشاره میکند که برای او بهترین مکان فراتر از بهشت است. همچنین شاعر به مسئله اتحاد و فنا اشاره دارد و بیان میکند که اگر از بین برود، باقی خواهد ماند. او هشدار میدهد که نباید این مفاهیم را بهراحتی فاش کرد، زیرا ممکن است به عواقب خطرناکی منجر شود. بهطور کلی، شعر به جستجوی عروج روحانی و خطرات ناشی از بیان تجربیات معنوی اشاره دارد.