غزل شمارهٔ ۲۷ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
هشیاری و مستیش همه عین نماز است
آنجا نپذیرند صلاح و ورع امروز
آنچ از تو پذیرند در آن کوی نیاز است
اسرار خرابات به جز مست نداند
هشیار چه داند که درین کوی چه راز است؟
تا مستی رندان خرابات بدیدم
دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است
خواهی که درون حرم عشق خرامی؟
در میکده بنشین که ره کعبه دراز است
هان! تا ننهی پای درین راه ببازی
زیرا که درین راه بسی شیب و فراز است
از میکدهها نالهٔ دلسوز برآمد
در زمزمهٔ عشق ندانم که چه ساز است؟
در زلف بتان تا چه فریب است؟که پیوست
محمود پریشان سر زلف ایاز است
زان شعله که از روی بتان حسن تو افروخت
جان همه مشتاقان در سوز و گداز است
چون بر در میخانه مرا بار ندادند
رفتم به در صومعه، دیدم که فراز است
آواز ز میخانه برآمد که: عراقی
در باز تو خود را که در میکده باز است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون مستی، عشق و رازهای نهفته در کوی خرابت میپردازد. شاعر بیان میکند که در این مکان، هشیاری و مستی به یک اندازه ارزشمندند و افرادی که به دنبال دانش و دین هستند، نمیتوانند درک کنند که در اینجا چه حقایق عمیقتری نهفته است. او به این نکته اشاره میکند که برای رسیدن به عشق واقعی، باید از میکده و زندگی رندانه گذر کرد، زیرا راهی پر از فراز و نشیب است. همچنین با اشاره به نالههای عاشقان و زیباییهای فریبنده، شاعر نشان میدهد که عشق و خواست قلبی انسانها به سوز و گداز منجر میشود و سرانجام به نتیجهگیری میرسد که در میخانه، کلید باز شدن درهای عشق و حقیقت نهفته است.