غزل شمارهٔ ۲۹ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در سرم عشق تو سودایی خوش است
در دلم شوقت تمنایی خوش است
ناله و فریاد من هر نیمشب
بر در وصلت تقاضایی خوش است
تا نپنداری که بیروی خوشت
در همه عالم مرا جایی خوش است
با سگان گشتن مرا هر شب به روز
بر سر کویت تماشایی خوش است
گرچه میکاهد غم تو جان من
یاد رویت راحت افزایی خوش است
در دلم بنگر، که از یاد رخت
بوستان و باغ و صحرایی خوش است
تا عراقی والهٔ روی تو شد
در میان خلق رسوایی خوش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و شوق معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که در دلش عشق و آرزوی بزرگ معشوق وجود دارد و حتی در شبها با ناله و فریاد خود به درگاه او میرود. شاعر تأکید میکند که بدون حضور معشوق، هیچ جای دیگری برایش خوشایند نیست و حتی اگر با سختیهای عشق مواجه شود، یاد معشوق به او آرامش میدهد. او همچنین اشاره میکند که به یاد معشوق، دنیای زیبایی در دلش شکل میگیرد، و عشقش آنقدر عمیق است که حتی رسوایی و شوریدگی برای او خوشایند بوده و درگیر عشق معشوق شده است.