غزل شمارهٔ ۲۷۷ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در جهان گر نه یار داشتمی
با جهان خود چه کار داشتمی؟
دست کی شستمی به خون جگر
گر به کف در نگار داشتمی؟
گر نبردی قرار و آرامم
حالی، آخر قرار داشتمی
ور مرا عشوه کمترک دادی
قول او استوار داشتمی
ور به کارم دمی نظر کردی
به ازین کار و بار داشتمی
دل اگر در میانه گم نشدی
دلبر اندر کنار داشتمی
با سپاه غمت برآمدمی
با خود ار بخت یار داشتمی
با عراقی، اگر دلاورمی
روز و شب کارزار داشتمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس تنهایی و بیکسی شاعر در جهان است. او به عشق و محبوبی که در کنار ندارد، اشاره میکند و میگوید اگر یار داشت، زندگیاش به شکلی دیگر میگذشت. شاعر از درد و رنج خود سخن میگوید و بیان میکند که اگر تنها نبود، آرامش و قرار بیشتری میداشت. او همچنین به مشکلات و جنگهای درونی خود اشاره میکند و میگوید با وجود غم و مشکلات، اگر بخت یار بود، میتوانست زندگی بهتری داشته باشد. در کل، شعر احساس عمیق دلتنگی و نیاز به عشق و همراهی را منتقل میکند.