نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

طرهٔ یار پریشان چه خوش است

قامت دوست خرامان چه خوش است

خط خوش بر لب جانان چه نکوست

سبزه و چشمهٔ حیوان چه خوش است

از می عشق دلی مست و خراب

همچو چشم خوش جانان چه خوش است

در خرابات خراب افتاده

عاشق بی سر و سامان چه خوش است

آن دل شیفتهٔ ما بنگر

در خم زلف پریشان چه خوش است

یوسف گم شدهٔ ما را بین

کاندر آن چاه زنخدان چه خوش است

لذت عشق بتم از من پرس

تو از آن بی‌خبری کان چه خوش است

تو چه دانی که شکر خندهٔ او

از دهان شکرستان چه خوش است؟

چه شناسی که می و نقل بهم

از لب آن بت خندان چه خوش است

گر ببینی که به وقت مستی

لب من بر لب جانان چه خوش است

یار ساقی و عراقی باقی

وه که این عیش بدینسان چه خوش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره زیبایی‌های عشق و لذت‌های آن صحبت می‌کند. شاعر به زیبایی‌های دوست، خوشی‌های باده و عشق اشاره می‌کند و از حس دل‌باختگی و شوق عاشقانه سخن می‌گوید. او روی ماه و خم زلف محبوب را می‌ستاید و به لذت‌های حاصل از عشق، مشروب و زیبایی‌های طبیعی نظیر سبزه و چشمه می‌پردازد. در نهایت، شاعر می‌گوید که عیش و حال خوب با یار و دوستان در میانه مستی بسیار دلپذیر و خوش است.