نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۰ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟

به جان می‌جویمت جانا، کجایی؟

همی پویم به سویت گرد عالم

همی جویم تو را هر جا، کجایی؟

چو تو از حسن در عالم نگنجی

ندانم تا تو چونی، یا کجایی؟

چو آنجا که تویی کس را گذر نیست

ز که پرسم، که داند؟ تا کجایی؟

تو پیدایی ولیکن جمله پنهان

وگر پنهان نه‌ای، پیدا کجایی؟

ز عشقت عالمی پر شور و غوغاست

چه دانم تا درین غوغا کجایی؟

فتاد اندر سرم سودای عشقت

شدم سرگشته زین سودا، کجایی؟

درین وادی خون‌خوار غم تو

بماندم بی کس و تنها، کجایی؟

دل سرگشتهٔ حیران ما را

نشانی ده رهی بنما، کجایی؟

چو شیدای تو شد مسکین عراقی

نگویی: کاخر، ای شیدا، کجایی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عاشق و دلدادگی مخاطب است که شاعر از او دوری می‌کند و در جستجوی نشانه‌ای از اوست. شاعر از عشق و شیدایی‌اش می‌گوید و به شدت احساس تنهایی و سردرگمی می‌کند. او از زیبایی و جذابیت محبوبش صحبت می‌کند و در عین حال از ناامیدی‌اش در پیدا کردن او ابراز می‌کند. تمام جست‌وجوهایش بی‌نتیجه مانده و هیچ کس نمی‌تواند به او بگوید محبوبش کجاست. در نهایت، ناله و گریه‌اش از این عشق به اوج می‌رسد و از محبوبش می‌خواهد که نشانه‌ای از خود به او دهد. شاعر حالتی از شیدایی و افسردگی را به تصویر می‌کشد که از عشق پرفراز و نشیبش ناشی می‌شود.