غزل شمارهٔ ۳۰۳ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
درین ره گر به ترک خود بگویی
ببینی کان چه میجویی خود اویی
تو جانی و چنان دانی که: جسمی
تو دریایی و پنداری که جویی
تویی در جمله عالم آشکارا
جهان آیینهٔ توست و تو اویی
نمیدانم چو بحر بیکرانی
چرا پیوسته در بند سبویی؟
ز بیرنگی تو را چون نیست رنگی
از آن در آرزوی رنگ و بویی
به گرد خود برآ، یک بار، آخر
به گرد هر دو عالم چند پویی؟
مراد خود هم از خود بازیابی
عراقی، گر به ترک خود بگویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مسأله خودشناسی و جستجوی معنای واقعی اشاره دارد. شاعر به ما میگوید که اگر به خود و وجود خود نگاهی عمیق بیاوریم، میتوانیم پی ببریم که آنچه که به دنبالش هستیم، در واقع خود ما هستیم. جسم ما محدود است، اما وجود ما به وسعت دریا است. ما در جهان حضور داریم و جهان به نوعی بازتابی از ماست. اگرچه ما در جستجوی رنگ و بویی هستیم، اما در واقع، از خود بیخبر هستیم. به همین دلیل باید تلاش کنیم تا خود را بهتر بشناسیم و از قید و بندهای دنیوی رها شویم تا بتوانیم به حقیقت وجودیمان دست یابیم. شاعر در نهایت ما را به ترک تعلقات دنیوی و جستجوی معنا دعوت میکند.