غزل شمارهٔ ۳۶ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر دلی کو به عشق مایل نیست
حجرهٔ دیو خوان که آن دل نیست
زاغ گو، بیخبر بمیر از عشق
که ز گل عندلیب غافل نیست
دل بیعشق چشم بینور است
خود بدین حاجت دلایل نیست
بیدلان را جز آستانهٔ عشق
در ره کوی دوست منزل نیست
هر که مجنون نشد درین سودا
ای عراقی، بگو که: عاقل نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به اهمیت عشق اشاره شده است. شاعر بیان میکند که هر دلی که به عشق گرایش ندارد، دل مردهای است و حیات ندارد. عشق باعث روشنایی دل میشود و بدون آن، دل مانند چشمی بینور است. فقط عشق میتواند منزلگاهی مناسب برای بیدلان باشد و هر کسی که در این مسیر عشق دیوانه نشود، در واقع عاقل نیست. در نهایت، بر عشق و رویکرد به آن تأکید میشود.