غزل شمارهٔ ۴۷ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق شوقی در نهاد ما نهاد
جان ما را در کف غوغا نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
آتشی در پیر و در برنا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد
راز مستان جمله بر صحرا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان
خاک فتنه بر رخ زیبا نهاد
از پی برگ و نوای بلبلان
رنگ و بویی بر گل رعنا نهاد
فتنهای انگیخت شوری درفکند
در سرا و شهر ما چون پا نهاد
جای خالی یافت از غوغا و شور
شور و غوغا کرد و رخت آنجا نهاد
نام و ننگ ما همه بر باد داد
نام ما دیوانه و رسوا نهاد
چون عراقی را، درین ره، خام یافت
جان ما بر آتش سودا نهاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شوق و تأثیر آن بر جان و دل انسانهاست. شاعر بیان میکند که عشق شوقی عمیق و درونی در وجود ما ایجاد میکند و داستانی درباره دلبران و آرزوها را آغاز مینماید. او از زیباییهای جهان و رازهای مستی سخن میگوید و اشاره میکند که عشق میتواند دیوانگی و جنون به بار آورد. در نهایت، عشق به نوعی یک فتنه و شور در دلها ایجاد میکند که هویت و نام ما را تحت تأثیر قرار میدهد و ما را در آتش شوق و سودا میسوزاند.