نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ندیدم در جهان کامی دریغا

بماندم بی‌سرانجامی دریغا

گوارنده نشد از خوان گیتی

مرا جز غصه‌آشامی دریغا

نشد از بزم وصل خوبرویان

نصیب بخت من جامی دریغا

مرا دور از رخ دلدار دردی است

که آن را نیست آرامی دریغا

فرو شد روز عمر و بر نیامد

از آن شیرین لبش کامی دریغا

درین امید عمرم رفت کاخر:

کند یادم به پیغامی دریغا

چو وادیدم عراقی نزد آن دوست

نمی‌ارزد به دشنامی دریغا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ناکامی‌ها و غم‌های زندگی خود سخن می‌گوید. او از نبود شادی و خوشبختی در جهان شکایت دارد و ابراز می‌کند که هرگز نتوانسته از لذت‌های زندگی بهره‌مند شود. او همچنین از دوری از معشوق و درد ناشی از این جدایی lament می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که عمرش در آرزوی وصال گذشته است بدون اینکه به کامیابی‌ای دست یابد. شاعر در پایان به این نتیجه می‌رسد که ارتباطاتش با دیگران، حتی در آستانه‌ی توهین، چقدر بی‌ارزش بوده است.