غزل شمارهٔ ۶ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سر به سر از لطف جانی ساقیا
خوشتر از جان چیست؟ آنی ساقیا
میل جانها جمله سوی روی توست
رو، که شیرین دلستانی ساقیا
زان به چشم من درآیی هر زمان
کز صفا آب روانی ساقیا
از می عشق ار چه سرمستی، مکن
با حریفان سرگرانی ساقیا
وعدهای میده، اگر چه کج بود
کز بهانه در گمانی ساقیا
بر لب خود بوسه ده، آنگه ببین
ذوق آب زندگانی ساقیا
از لطافت در نیابد کس تو را
زان یقینم شد که جانی ساقیا
گوش جانها پر گهر شد، زانکه تو
از سخن در میچکانی ساقیا
در دل و چشمم ز حسن و لطف خویش
آشکارا و نهانی ساقیا
نیست در عالم عراقی را دمی
بر لب تو کامرانی ساقیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت ساقی (خود) و عشق به اوست. شاعر از ساقی میخواهد که با محبت و لطافتش به دل و جان او آرامش ببخشد. میل و اشتیاق جانها به سوی ساقی به وضوح احساس میشود و شاعر از سرمستی و لذتهایی که از عشق او به دست میآورد صحبت میکند. همچنین، او به وعدههای ساقی اشاره میکند و از بوسه و لذت آب حیات سخن میگوید. در نهایت، شاعر نسبت به زیبایی و صفای ساقی اعتراف میکند و میگوید که در این دنیا هیچ کس به کامرانی و خوشی او دست پیدا نمیکند.