غزل شمارهٔ ۷۲ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
پشت بر روزگار باید کرد
روی در روی یار باید کرد
چون ز رخسار پرده برگیرد
در دمش جان نثار باید کرد
پیش شمع رخش چو پروانه
سوختن اختیار باید کرد
از پی یک نظاره بر در او
سالها انتظار باید کرد
تا کند یار روی در رویت
دلت آیینهوار باید کرد
تات در بوتهزار بگدازد
قلب خود را عیار باید کرد
تا نهد بر سرت عزیزی پای
خویش، چون خاک خوار باید کرد
ور تو خود را ز خاک به دانی
خود تو را سنگسار باید کرد
تا دهی بوسه بر کف پایش
خویشتن را غبار باید کرد
دشمنی کت ز دوست وا دارد
زودت از وی فرار باید کرد
ور ز چشمت نهان بود دشمن
پس دو چشمت چهار باید کرد
دشمن خود تویی، چو در نگری
با خودت کارزار باید کرد
چون عراقی ز دست خود فریاد
هر دمت صدهزار باید کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عشق و دلبستگی میپردازد و نشان میدهد که چگونه انسان باید در برابر چالشها و سختیها ایستادگی کند. شاعر تأکید دارد که برای رسیدن به محبوب، باید صبر و فداکاری کرد و از خودگذشتگی نشان داد. او از سوز و گداز پروانه در برابر شمع یاد میکند و به استمرار در انتظار و عشق اشاره میکند. در این مسیر، انسان باید خود را کوچک و humble ببیند و برای رسیدن به هدفهای بزرگ، با مشکلات خود مبارزه کند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که دشمنی که درون خودمان وجود دارد، باید شناسایی و با آن مبارزه کنیم.