نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۶ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روی ننمود یار چتوان کرد؟

چیست تدبیر کار چتوان کرد؟

در دو چشم پر آب نقش نگار

چون نگیرد قرار چتوان کرد؟

در هر آیینه‌ای نمی‌گنجد

عکس روی نگار چتوان کرد؟

هر سراسیمه‌ای نمی‌یابد

بر در وصل بار چتوان کرد؟

رفت عمرو نرفت در همه عمر

دست در زلف یار چتوان کرد؟

کشت ما را به دوستی، چه کنیم

با چنان دوستدار چتوان کرد؟

کشتهٔ عشق اوست بر در او

چون عراقی هزار، چتوان کرد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی عراقی، به بیان احساسات عاشقانه و ناامیدی می‌پردازد. شاعر در ابیات مختلف به دشواری‌ها و چالش‌های عشق و وصال یار اشاره می‌کند. او از ناتوانی در دست‌یابی به محبوب و ناممکن بودن تلاش برای به تصویر کشیدن زیبایی یار سخن می‌گوید. در نهایت، شاعرمیماند که با وجود همه این مشکلات، عشق به یار همچنان وجود دارد و او را رنج می‌دهد. شعر به خوبی بی‌قراری و سردرگمی عاشق را به تصویر می‌کشد.