نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۶ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟

زین پس دهدم بر در خود بار؟ که داند؟

از یاد خودم کرد فراموش به یکبار

یادآورد از من دگر آن یار؟ که داند؟

خون شد جگرم از غم و اندیشهٔ آن دوست

خشنود شود از من غمخوار؟ که داند؟

بیمار دلم، خسته جگر از غم عشقش

آید به عیادت بر بیمار؟ که داند؟

ای دشمن بدخواه، چه باشی به غمم شاد؟

باشد که شود دوست دگربار؟ که داند؟

در بند امید، ای دل، بگشای دو دیده

باشد که ببینی رخ دلدار! که داند؟

روشن شود این تیره شب بخت عراقی

از صبح رخ یار وفادار، که داند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به یاد یار و عشق گمشده‌اش می‌پردازد و احساسات عمیق خود را نسبت به غم و اندوه ناشی از فاصله‌اش با آن یار بیان می‌کند. او به یادآوری آنها که عشق را فراموش کرده‌اند، اشاره می‌کند و از دوستان و آشنایانش می‌خواهد که در این لحظات سخت کنار او باشند. با وجود دشمنان و بدخواهی‌ها، شاعر امید دارد که روزی دوباره یار خود را ببیند و روشنایی و خوشبختی به زندگی‌اش بازگردد. در نهایت، او به صدای دل خود گوش می‌دهد و امیدوار است که در آینده با دیدن یار وفادار، شب‌های تار بختش روشن شود.