نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

لمعۀ نهم عراقی

عراقی / لمعات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

بخش 1

محبوب آینۀ محب است، در او بچشم خود جز خود را نبیند و محب آینۀ محبوب،‌که در او اسماء و صفات و ظهور احکام آن بیند، و چون محب اسماء و صفات او را عین او یابد، لاجرم گوید:

شهدت نفسک فینا و هیواحدة

کثیرة‌ذات اوصاف و اسماء

شعر

و نحن فیک شهدنا بعد کثرتنا عیناً بها اتحدا لمرئیو الرائی

چنین می‌گوید:

گاه این آینۀ او بود، گاه او آینۀ این، آنگه که محبوب آینه بود، محب نظر کند، اگردر صورت محبوب باطن و معانی خود بیند متشکل بشکل ظاهر او، نفس خود را دیده باشد بچشم خود، و اگر صورتی بیند جسدی غیر شکل او و ورای آن چیزی دیگر داند که هست، صورت محبوب دیده باشد بچشم محبوب، اما اگر محب آینه بود نظر کند، اگر صورت محبوب مقید است بشکل آینه، حکم او را باشد: لون الماء لون انائه، و اگر خارج از شکل خود بیند، بداند که آن مصور است که محیط است بهمه صور. والله من ورائهم محیط چون محب مفلس از عالم صور قدم فراتر نهد، همتش محبوب متعالی صفت خواهد، سر به محبوبی فرود نیارد که مقید بود بقید شکل و مثال،‌تا به قید جملۀ صور از شهود او محو شود، محبوب را بی‌واسطۀ صورت و معنی بیند، چه:‌ انما یتبین الحق عند اضمحلال الرسوم.

بیت

شعر

بخش 2

جام جهان نمای من روی طرب فزای تو است

گرچه حقیقت من است جام جهان نمای تو

بخش 3

در تنگنای صورت معنی چگونه گنجد؟

در کلبه گدایان سلطان چه کاردارد؟

صورت پرست غافل معنی چه داند آخر؟

گو:‌با جمال جانان پنهان چه کار دارد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، صحبت از رابطه بین محبوب و محب است. محبوب، آینه‌ای است که محب در آن فقط خود را نمی‌بیند و در واقع، صفات و ویژگی‌های محبوب را در خود احساس می‌کند. محب نیز مانند آینه‌ای است که ویژگی‌های محبوب را نشان می‌دهد و در آنجا، خود را به‌صورت معنوی با محبوب یکی می‌بیند. شاعر با بیان این مفهوم می‌گوید که همانند یک جام، صورت محبوب در برابر محب نمایش داده می‌شود، هرچند حقیقت وجودی محب خود همان جام است. در این بین، اگر محب در آینهٔ محبوب تنها شکل آن را ببیند، در واقع خود را نیز در آن می‌بیند و اگر فقط شکل را ببیند، به جزئیات درمی‌یابد که چیزی فراتر از آن وجود دارد. محب باید از قید اشکال و صور فراتر رفته و به حقیقت محبوب نگاه کند، چرا که حقیقت فقط در زمان محو شکل‌ها نمایان می‌شود. شعر در انتها تأکید می‌کند که در محدودیت‌های ظاهری، معنی واقعی نمی‌تواند جای بگیرد و پرستش صرف شکل، جهل به عمق معنا را می‌رساند.