لمعۀ دوازدهم عراقی
عراقی / لمعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
بخش 1
بر هر که این در حقیقت بگشاید، در خلوتخانه بود نابود خود نشیند و خود را و دوست را در آینۀ یکدگر میبیند، بیش سفر نکند: لاهجرة بعد الفتح.
آینۀ صورت از سفر دور است
کان پذیر ای صورت از نور است
بیت
از این خلوتخانه سفر نتوان کرد: فاین تذهبون؟ اینجا غربت ممکن نبود. لاسیاحة فی امتی. اینجا راه بسر شود، طلب نماند، قلق بیارامد ترقی تمام شود، اضافت ساقط افتد، اشارت مضمحل گردد، حکم: «من» «والی» طرح افتد، چه وجود را ابتدا و انتها نیست تا طرف تواند بود، و آنجا زبان صاحب خلوت همه این گوید:
بلی! بعد از این اگر سفری بود در خود بودودر صفات خود، ابویزید این آیت بشنید:یوم نحشر المتقین الی الرحمن و فداً نعرهای زد و گفت:من یکون عنده الی این یحشر؟ آنکس که نزد او باشد بکجا حشر شود؟ دیگری بشنید گفت: من اسم الجبار الی الرحمن و من اسم القهار الی اسم الرحیم.
بخش 2
خلوت بمن اهویفلمیک غیرنا
ولو کان غیریلمیصح وجودها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
هر کسی که در حقیقت این در را بگشاید، در خلوت خود غرق میشود و خود و دوستش را در آینه یکدیگر میبیند. سفر کردن دیگر ممکن نیست و منطقهای برای غیبت وجود ندارد. در این خلوتخانه، سفر به بیجایی میانجامد، پس آرامش و ترقی حاصل میشود و وابستگیها برطرف میگردد. در اینجا، حکمی وجود ندارد و هیچ ابتداء و انتهایی در وجود نیست. در این حالت، زبان صاحب خلوت همه این حقایق را میگوید. بعد از این، اگر سفری باشد، فقط به درون خود خواهد بود و در صفات خود خواهد گشت. در روز قیامت، متقین نزد خداوند گرد خواهند آمد و هر کس در نزد او باشد، به کجا خواهد رفت.