لمعۀ یازدهم عراقی
عراقی / لمعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخش 1
بدانکه میان صورت و آینه بهیچ وجه نه اتحاد ممکن بود نه حلول.
گوید آن کس در این مقام فضول
که تجلی نداند او ز حلول
حلول و اتحاد جز در دو ذات صورت نبندد، و در چشم شهود در همه وجود جز یک ذات مشهود نتواند بود.
صاحب کشف کثرت در احکام بیند نه در ذات، داند که تغیر احکام در ذات اثر نکند، چه ذات را کمالی است که قابل تغیر و تأثیر نیست، نور بالوان آبگینه منصبغ نشود، اما چنان نماید.
شعر
لالون فیالنور، لکن فیالزجاج بدا شعاعه فترا آیفیه الوان
و اگر ندانی که چه میگویم.
مصراع: در چشم من آی و مینگر تا بینی.
شعر
جمله یک نور است لیکن رنگهای مختلف اختلافی در میان این و آن انداخته
بخش 2
العین واحدة و الحکم مختلف
و ذاک سر لاهل العلمینکشف
بخش 3
بخش 4
آفتابی در هزاران آبگینه تافته
پس برنگ هر یکی تابی عیان انداخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نویسنده به تفاوت میان "صورت" و "آینه" اشاره میکند و میگوید که هیچ گونه اتحاد یا حلول میان آنها وجود ندارد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که نمیتوان تجلی را با حلول برابر دانست. حلول و اتحاد فقط در دو ذات ممکن است و در تمام وجود تنها یک ذات مشهود است. شعرهایی که آورده شدهاند، به این مفهوم اشاره دارند که اگرچه عین و حقیقت واحد است، احکام مختلفی بر آن بار میشود. تغییر در احکام تاثیری بر ذات ندارد، زیرا ذات کمالی دارد که قادر به تغییر نیست. به عنوان مثال، نورهای مختلف در شیشههای رنگی، اگرچه رنگهای متفاوتی دارند، اما در واقع تنها یک نور واحد هستند که در چشمههای مختلفی تابیده میشود. نویسنده از خواننده میخواهد تا از طریق دیدن مصراعهای شعر، این مفاهیم را درک کند و به نقش و اهمیت بینش و مشاهده در این موضوعات توجه کند.