لمعۀ چهارم عراقی
عراقی / لمعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخش 1
غیرت معشوق اقتضا کرد که عاشق غیر او رادوست ندارد و بغیر او محتاج نشود. لاجرم خود را عین همه اشیاء کرد، تا هر چه را دوست دارد و به هرچه محتاج شود او بود.
غیرتش غیر در جهان نگذاشت
لاجرم عین جمله اشیا شد
و هیچکس هیچ چیز را چنان دوست ندارد که خود را، بدان اینجا که تو کیستی.
رباعیة
و چون آفتاب در آینه تابد، آینه خود را آفتاب پندارد، لاجرم خود را دوست گیرد، چه همه چیز مجبول است بر دوستی خود، و در حقیقت اوئی او آفتابست، چه ظهور او راست، آینه قابلی بیش نیست.
اوست که خود را دوست میدارد در تو، اینجا معلوم شود که: لایحب الله غیرالله، چه معنی دارد؟ مفهوم گردد که: لایری الله غیرالله، چه اشارتست؟ روشن شود که: لایذکرالله الا الله چرا گویند؟ مبرهن گردد که مصطفی صلوات الله علیه بهر چه میفرماید: اللهم متعنی بسمعی و بصری واجعله الوارث منی. مگر میگوید: متعنی بک، چه سمع و بصرمن توئی،و انت خیر الوارثین.
اظهار چنین اسرار هرچند تازگی دارد، اما معذور دار که:
شعر
خود گفت حقیقتی و خود شنید زآن روی که خود نمود خود را خود دید
جنید قدس الله روحه گفت: سی سال است با حق سخن میگویم و خلق پندارد که با ایشان میگویم، بسمع موسی صلوات الله علیه همو بشنید که بزبان شجره سخن گفت.
شعر
بیت
بیت
بخش 2
تا ظن نبریک ه هست این رشته دو تو
یک توست ز اصل و فرع، بنگر تو نکو
این اوست همه، ولیک پیداست بمن
شک نیست که این جمله منم، لیک بدو
بخش 3
ظهرت شمسها فغیبت فیها
فاذا اشرقت فذالک شروقی
بخش 4
تبارک الله وارت عینه حجب
فلیسیعلم الا الله ما الله
خذحیث شئت فان الله ثم وقل
ماشئت عنه فان السامع الله
بخش 5
بخش 6
خود میگوید و باز خود میشنود
وز ما و شما بهانه بر ساختهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متن به یک موضوع عمیق و فلسفی در مورد عشق و وجود اشاره دارد. آن به طور خاص به غیرت معشوق میپردازد که موجب میشود عاشق هیچ چیز را جز معشوق دوست نداشته باشد. معشوق خود را با همه اشیاء یکی میسازد تا هیچ چیزی جز خودش را دوست نداشته باشد. در این معنا، معشوق همانند آفتاب است که در آینه میتابد و آینه او را به عنوان خود میپندارد. شاعر بر این باور است که عشق واقعی در وجود معشوق نهفته است و هیچ چیزی از غیر او دوستداشتنی نیست. این نشان میدهد که رابطه عاشق و معشوق بر اساس یک حقیقت عمیق و وحدت کلی است. آثار عشق به معشوق در میان جملات و افکار مختلف عاشقان مشهود است و به این ترتیب میتوان اهمیت و جایگاه معشوق را در عالم وجود درک کرد. جنید نیز در این زمینه گفت که او سالهاست با حق سخن میگوید و دیگران گمان میکنند که با مردم صحبت میکند. این نشاندهنده رابطه عمیق و مستقیم میان عاشق و معشوق است. در نهایت، این آثار به اهمیت شناخت خود و حقیقت وجود در ارتباط با معشوق اشاره دارد.