لمعۀ ششم عراقی
عراقی / لمعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
نهایت این کار آنست که محب محبوب را آینه خود بیند و خود را آینۀ او
هر دم که در صفای رخ یار بنگرد
گردد همه جهان بحقیقت مصورش
قطعه
چون باز در فضای دل خود نظر کند بیند چو آفتاب، رخ خوب دلبرش
گاه این شاهد او آید و او مشهود این، و گاه او منظور این شودو این ناظر او، و گاه این برنگ او برآید و گاه او بوی این گیرد.
گاه عاشق را حلۀ بها و کمال درپوشاند و بحلی حسن و جمال خودش بیاراید، چون عاشق در خود نظر کند، همه رنگ معشوقی بیند، بلکه خود را همه او بیند، لاجرم گوید: سبحانی ما اعظم شأنی و من مثلی،و هل فی الدارین غیری و گاه لباس عاشق در معشوق پوشد تا از مقام کبریا و استغنا نزول فرماید و با عاشق لابه گری کند: انی و حقی لک محب،فبحقی علیک کن لی محبا
گاه دست این بدامن او آویزد که: الاطال شوق الابرار الی. و گاه شوق او از گریبان این سر بزند:انی الیهم لاشد شوقاً. و گاه این بینائی او شود تا گوید:
قطعه
رأیت ربیبعین ربی فقلت من انت؟ فقال انتا
گاه او گویائی این آید که: فاجره حتی یسمع کلام الله، در عشق از این بوالعجبیها باشد.
بخش 2
عشق مشاطهایست رنگ آمیز
که حقیقت کند برنگ مجاز
تا بدام آورد دل محمود
بطرازد بشانه زلف ایاز
بخش 3
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی روابط عاشق و معشوق و تأثیرات عمیق عشق در دیدگاه آنان نسبت به یکدیگر میپردازد. در آن، عشق به عنوان یک فرایند زیبا توصیف شده که عاشق از طریق آن، معشوقش را همچون آینهای میبیند و خود را انعکاس او مییابد. با نگاهی به چهره معشوق، تمامی زیباییها و حقیقتها در جهان به نظر او میرسد. همچنین، عشق بیانگر نوعی بازی تغییر شکل و افزایش جمال است که در آن عاشق و معشوق همواره در حال تبادل احساسات و تأثیرات یکدیگر هستند. در نهایت، عشق به حقیقتی عمیق و روحانی تبدیل میشود که انسان را به قرب الهی نزدیکتر میکند.