نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

لمعۀ پنجم عراقی

عراقی / لمعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

محبوب در آینه هر لحظه روئی دیگر نماید و هر دم بصورتی دیگر برآید؛ زیرا که صورت، بحکم اختلاف آینه هر دم دیگرمی‌شود و آینه هر نفس بحسب اختلاف احوال دیگر می‌گردد.

در هر آیینه روی دیگرگون

می‌نماید جمال او هر دم

قطعه

گه برآید به کسوت حوّا گه نماید به صورت آدم

از اینجاست که هرگز در یک صورت دو بار روی ننماید و در دو آینه به یک صورت پیدا نیاید. ابوطالب مکی می‌فرماید که: لایتجلی فی صورة مرتین و لایتجلی فی صورة لاثنین.

لاجرم هر عاشقی از او نشانی دیگر دهد و هر عارفی عبارتی دیگر گوید و هر محققی اشارتی دیگر کند، سخن همین است:

قطعه

عباراتنا شتّی و حسنک واحد وکلُّ إلی ذاک الجمال یشیر

دانی که بر این شهود کرا اطلاع دهند؟ لمن کان له قلب، آن را که بتقلیب خود در احوال تقلیب او در صور مطالعه داند کرد و از آن مطالعه فهم داند کرد که مصطفی صلی الله علیه وآله چرا فرماید: من عرف نفسه فقد عرف ربه، و جنید رحمة الله علیه بهر چه گوید: لون الماء لون انائه. مگر گوید صورت،‌بحکم اختلاف آینه هر دم بصورت دیگر متبدل شود، چنانکه دل بحسب تنوع احوال، در خبر است که: مثل القلب کمثل ریشة فی فلاة یقلبها الریاح ظهراً لبطن اصل این ریاح که ریح تواند بود که مصطفی فرمود لاتسبوا الریح فانها من نفس الرحمن اگر خواهی که از نفحات این نفس بوئی بمشام تو رسد، در کارستان: کل یوم هو فی شأن، نظاره شو، تا عیان بینی که: تنوع تو در احوال از تنوع اوست در شئون و افعال، پس معلوم کنی که:‌لون الماء لون انائه، اینجا هم آن رنگ دارد که: لون المحب لون محبوبه، پس گوئی:

شعر

قطعه

شعر

بخش 2

چون جمالش صدهزاران روی داشت

بود در هر ذرّه دیداری دگر

لاجرم هر ذرّه را بنمود باز

از جمال خویش رخساری دگر

چون یک است اصل عدد از بهر آنک

تا بوَد هر دم گرفتاری دگر

بخش 3

بخش 4

رقّ الزّجاج و رقَّتِ الخمرُ

فتشابها و تشاکل الامرُ

فکأنّما خمر و لا قدح

و کأنّما قدح و لا خمر

بخش 7

نظارگیان روی خوبت

چو در نگرند از کرانها

در روی تو روی خویش بینند

زینجاست تفاوت نشانها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره زیبایی و جلوه‌های مختلف محبوب می‌باشد. در آن بیان می‌شود که محبوب هر لحظه در آینه‌ای تازه و با صورتی متفاوت نمایان می‌شود، همان‌طور که آینه‌ها به سبب ویژگی‌هایشان چهره‌ها را تغییر می‌دهند. بر این اساس، هر عاشق یا عارف نیز از دید خود درک متفاوتی از محبوب دارد. بسامد این تغییرات به قدری است که ابوطالب مکی اشاره می‌کند که محبوب هیچ‌گاه در یک صورت تکرار نمی‌شود و هر کدام از ناظران به نوعی به زیبایی‌های او اشاره می‌کنند. در ادامه، به تفاوت‌ها در تجربیات عاشقان و عارفان اشاره شده و گفته می‌شود که هر کدام تفسیر و اشاره‌ای متفاوت از یگانگی محبوب دارند. همچنین بیان می‌شود که آنچه ناظرین می‌بینند، بازتابی از خودشان است و درکی عمیق از حوزه وجودی محبوب و ارتباط آن با خداوند در نظر گرفته می‌شود. در نهایت، یک شعر به زیبایی تعامل بین محبوب و عاشق را توصیف می‌کند که مانند شباهت بین شراب و لیوان است.