نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - غزل عراقی

عراقی / فصل سوم و چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جنت قرب جای ایشان است

نور رضوان صفای ایشان است

جان من در هوای ایشان است

تن من خاک پای ایشان است

عقل کل هست گنگ و لایعقل

هر کجا ماجرای ایشان است

آفتابی، که عرش ذرهٔ اوست

مطلعش بر سمای ایشان است

به ازل، چون قبول یافته‌اند

ابد اندر بقای ایشان است

همه در عشق خود فنا طلبند

که بقا در فنای ایشان است

حلم و ترک و حیا نشانهٔ‌شان

علم و تقوی لوای ایشان است

از جناب خدای در دو جهان

این مراتب برای ایشان است

این مراتب به ذات ایشان نیست

کین کرم از خدای ایشان است

هرچه اندر جهان عراقی یافت

اثری از عطای ایشان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مقام والای عارفان و اهل حقیقت است. شاعر به توصیف جایگاه و فضایل این افراد پرداخته و می‌گوید که بهشت و نور رضوان متعلق به آنهاست. او خود را در عشق به ایشان غرق می‌بیند و خاک پایشان می‌نامد. همچنین، عقل و دانش انسانی را در مقابل عظمت آنها ناتوان می‌بیند. شاعر می‌گوید که این افراد در عشق و فنای خود در خداوند و محبت او قرار دارند و صفات نیکویی چون حلم، علم و تقوا را از خود نشان می‌دهند. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که همه این فضایل و مراتب به خاطر کرم و فیض الهی به ایشان عطا شده است.