بخش ۵ - مثنوی عراقی
عراقی / فصل سوم و چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
«انما العاشقون مذبوحون»
«عندباب الحبیب مطروحون»
عاشقان کشتگان زنده دلند
ز آتش عشق دوست مشتعلند
عاشقان را نه دود و نه عود است
نالهٔ عشق لحن داود است
دل عاشق ز عشق بیمار است
نالهٔ زیر عاشقان زار است
وصف معشوق را ز عاشق پرس
حسن عذرا ز چشم وامق پرس
وصف شیرین به نزد خسرو گوی
مهر لیلی ز طبع مجنون جوی
سوز پروانه شوق پروین دان
اصل سودای ویس و رامین دان
همه عالم، اگر پر از هوس است
بشر را اشتیاق هند بس است
جان فرهاد، اگر چه شیرین بود
عاقبت هم برای شیرین بود
هر که او را دلی بود، باری
ناگزیرش بود ز دلداری
ای که عاشق نهای، حرامت باد
زندگانی، که میدهی بر باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و احوال عاشقان میپردازد. عاشقان به دلیل عشق خود به معشوق، همچون قربانیان در دروازه محبوب افتادهاند. آنها زندهاند اما از آتش عشق رنج میبرند. نالههای عاشقان به گونهای است که گویا از لحن داود الهام گرفته شده. دل عاشق به عشق بیمار است و حسرت معشوق در دل او شعلهور است. شعر به توصیف زیبایی معشوق میپردازد و بیان میکند که همه جهان پر از هوس است، اما علاقه انسانها به دلبستگی و عشق بیشتر از هر چیز دیگر است. عاشق واقعی نمیتواند از عشق و دلداری فرار کند و نهایتا به عشق خود میرسد. شاعر به آنهایی که عاشق نیستند هشدار میدهد که زندگی بدون عشق همچون تباه کردن زندگی است.