بخش ۵ - غزل عراقی
عراقی / فصل هشتم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عاشقی ترک خواب و خور کرده
جای خود را ز گریه تر کرده
حیرت حسن دوست جانش را
از تن خویش بیخبر کرده
دایم اندر نماز و روزهٔ عشق
درس عشاق را ز بر کرده
پیش تیر ارادت معشوق
جگر خویش را سپر کرده
کارش از دست خود بدر رفته
یارش از کوی خود بدر کرده
در ره کوی دوست بیسر و پا
دل و جان داده، پا ز سر کرده
همت عالیش عراقی را
سفر راه پرخطر کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و فریبندگی آن است. عاشق با فدای خواب و خوراک خود، دچار حالی حیرتانگیز شده و به طور مداوم در نمازی و روزهای عشق غرق است. او با تمام وجود خود را به معشوق میسپارد و در تلاش است تا عشق خود را از عمق وجودش درک کند. این عشق تلاش و خطر زیادی را به همراه دارد و عاشق تمامی جان و دل خود را به خاطر او میبازد. در نهایت، شاعر نشان میدهد که عشق میتواند انسان را از خود بیخبر کرده و او را در راهی پرخطر سوق دهد.