نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - غزل عراقی

عراقی / فصل نهم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آشکارا نهان کنم تا چند؟

دوست می‌دارمت به بانگ بلند

دلم از جان خویش دست بشست

بعد از آن دیده بر رخ تو فکند

عاشقان تو نیک معذورند

زان که نبود کسی تو را مانند

دیده‌ای کو رخ تو دیده بود

به خیال تو کی شود خرسند؟

روی بنما، نظر تو باز مگیر

از من مستمند زار نژند

بر تن ما تو حاکمی، ای دوست

خواه راحت رسان و خواه گزند

ای ملامت کنان مرا در عشق

گوش می‌نشنود ازینسان پند

گرچه من دور مانده‌ام ز برت

با خیال تو کرده‌ام پیوند

آن چنان در دلی، که پندارم

ناظرم در تو دایم، ای دلبند

تو کجایی و ما کجا؟ هیهات!

ای عراقی، خیال خیره مبند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف عشق و دلتنگی سروده شده است. شاعر به معشوقش ابراز عشق می‌کند و بی‌قراری خود را از دوری او بیان می‌کند. او از قدرت و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند مانند او باشد. شاعر به دیگران می‌گوید که از نصیحت‌هایشان در عشق گوش نمی‌دهد و فقط به خیال معشوق خود آرامش می‌یابد. همچنین، او در آرزوی دیدار معشوقش است و می‌گوید که هرچقدر هم دور باشد، دلش به او پیوند خورده است. شعر ترکیبی از عشق، دلتنگی و انتظار برای وصال است.