نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ - عید قربان میرزاده عشقی

میرزاده عشقی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟

که گوسفند وطن، زیر تیغ خصمان است!

الان که عید من امروز نیست، چون: قربان

شوم پی وطن؟ آن روز عید قربان است!

مرا به جامه عیدی مبین، دلم خون است

درون خانه عزا، و برون چراغان است!!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تضاد بین شادی عید قربان و غم و اندوه وطن اشاره می‌کند. او می‌گوید که برایش عید قربان زمانی معنی دارد که وطن در آرامش باشد و گوسفند وطن در خطر نباشد. در حال حاضر که وطن در مصیبت است، عید برای او عزا است و جشن و شادی نمی‌تواند او را خوشحال کند. در واقع، شاعر احساس می‌کند که لباس عید بر تن دارد اما در دلش غم و درد فروان است.