مقطعات — دیوان اشعار میرزاده عشقی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ - آهن پرنده! — در قرن بیستم بشود، آدمی سوار
- شمارهٔ ۱ - چشمت کور! — خیال خواجگیت بود، بر تمام جهان
- شمارهٔ ۴ - خانه بیگانه! — امان از خویش را بیخانه دیدن
- شمارهٔ ۳ - عید خون — ای بشر! مظهر ظرافت شو
- شمارهٔ ۵ - روش ناپسند — ای دغل! با همه کس، ناکسی اظهار مکن
- شمارهٔ ۱۱ - دولت رنجبر — اعلان زوال سیم و زر خواهم داد
- شمارهٔ ۶ - تمثال عشقی — مکش که بیهده این نقش می کشی نقاش
- شمارهٔ ۷ - جام عمر — الا ای مرگ! در جانم درآویز
- شمارهٔ ۱۳ - سیاست انگلیس — نازم به گویبازی مردان انگلیس
- شمارهٔ ۱۰ - راه نجات — دانه با خاک چو پیوست، سری پیدا کرد
- شمارهٔ ۹ - در لباس نیستی — عشقی ار مجهول، چون اسرار عالم زیستی!
- شمارهٔ ۱۲ - سایه مرد — مر تو را ای مرد! زن خوش سایه است
- شمارهٔ ۸ - کابینه نیم بند! — در نخستین روزهای اسفندماه هزار و سیصد و یک خورشیدی که کابینه مرحوم حسن مستوفی (مستوفی الممالک) متزلزل شد، نخست وزیر مزبور در برابر مخالفتهای دسته مخالف که دولتش را «کابنیه نیم بند» نامیدند به سختی ایستادگی کرد و شب هفدهم اسفندماه در مجلس شورای ملی ب
- شمارهٔ ۱۵ - عید قربان — مرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟
- شمارهٔ ۱۷ - گردون من — دل پر خون من را کس ندارد
- شمارهٔ ۱۹ - مناعت طبع — مرا اگر زر و سیم و ثروت دنیا؟
- شمارهٔ ۱۸ - لزوم انقلاب — این ملک، یک انقلاب می خواهد و بس
- شمارهٔ ۱۴ - دو بیت از یک غزل — عشقی به خدا همان که می گفت: خدای:
- شمارهٔ ۱۶ - افتخار شاعر — سوگند به مردی، ار پی زر گردم
- شمارهٔ ۲۰ - نام نیک — من این پیری! جوانی را نخواهم
- شمارهٔ ۲۱ - نمایندگان ریاکار — رند شیادی که دارایی وی