شمارهٔ ۱۹ - مناعت طبع میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا اگر زر و سیم و ثروت دنیا؟
بر آنچه هست تسلط دهند و چیره کنند؟
تمام برگ درختان گر اسکناس شود؟
تمام ریگ بیابان اگر که لیره کنند؟
گر آسمان همه زر گردد و به من بخشند؟
سپس به گنجهام افلاک را ذخیره کنند؟
بدین نیرزد هرگز که مردم از چپ و راست:
به چشم نفرت بر من نگاه خیره کنند!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به این موضوع میپردازد که اگر کل ثروت و داراییهای دنیا را به من بدهند، ارزش آن در برابر نفرت و نگاه منفی مردم به من نمیارزد. حتی اگر همه چیز را به طلا و پول تبدیل کنند، باز هم حالتی که دیگران با حس تنفر به من نگاه کنند، قابل تحمل نیست و این احساس از هر ثروتی مهمتر است.