شمارهٔ ۱۰ - یک عمر آه و ناله میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / هزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا چه کار که یک عمر، آه و ناله کنم؟
که فکر مملکت شش هزار ساله کنم!
وطن پرستی، مقبول نیست در ایران
قلم بیار، من این ملک را قباله کنم
من التزام ندادم که گر، در این ملت
نبود حس وطن دوستی، اماله کنم!
بگو به کیر خر آماده باش و حاضر کار
به مادر وطنت، زین سپس حواله کنم!
سزای مادر این ملک، انگلیس دهد!
چرا ز کیر خر آنقدر استماله کنم!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ناامیدی و بیتوجهی به وطنپرستی در ایران اشاره میکند. او از سرزنش و شکایتهای طولانی مدت خسته شده و به این نتیجه میرسد که نمیخواهد خود را درگیر سرنوشت یک کشور کند که به نظر نمیرسد وطنپرستی در آن مورد توجه قرار گیرد. در انتها، او به کنایه به وضعی که در کشورش حاکم است، به انتقاد از وضعیت موجود میپردازد و از عدم حس وطندوستی در مردم گله میکند.