نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ - چه معامله باید کرد؟ میرزاده عشقی

میرزاده عشقی / هزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بعد ازین بر وطن و بوم و برش باید رید!

به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید!

به حقیقت در عدل، ار در این بام و در است!

به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید!

آن که بگرفته از او، تا به کمر ایران گه

به مکافات، الی تا کمرش باید رید

پدر ملت ایران، اگر این بی پدر است

به چنین ملت و گور پدرش باید رید

به «مدرس» نتوان کرد جسارت اما

آنقدر هست که بر ریش خرش باید رید

این حرارت که به خود، احمد آذر دارد

تا که خاموش شود بر شررش باید رید

«شفق سرخ » نوشت «آصف کرمانی » مرد

غفرالله کنون بر اثرش باید رید

آن «دهستانی » تحمیلی بی مدرک و لر

بهر این ملک، به نفع و ضررش باید رید

گر ندارد ضرر و نفع «مشیرالدوله »

از نوک پاش، الی فرق سرش باید رید

گر رود «مؤتمن الملک » به مجلس گاهی

احتراما به سر رهگذرش باید رید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد شرایط اجتماعی و سیاسی ایران می‌پردازد و از نارضایتی شاعر نسبت به وضعیت موجود خبر می‌دهد. شاعر به تعبیر خود از ظلم و بی‌عدالتی در جامعه به شدت انتقاد می‌کند و بر این باور است که باید بر آنچه که باعث رنج و درد مردم شده، اعتراض کرد. او بر این نکته تأکید دارد که اگر پدر ملت ایران وجود ندارد، باید بر سر این ملت و وضعیتش گریه کرد. همچنین به عدم جسارت در مدارس و حرارت‌های موجود اشاره می‌کند و در نهایت به شخصیت‌ها و مقامات مختلف نیز انتقاد می‌زند. به طور کلی، این شعر بیانگر ناامیدی و خشم شاعر نسبت به ناکامی‌های جامعه و حکومت است.