بخش ۶ - سخن در اتحاد و یگانگی ایرانیان و ترکان و پیروزی این دو ملت در سایه اتحاد و یگانگی میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / نوروزی نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نگارینا! من آن خواهم که با توفیق یزدانی
همان مهری که مابین من و تو هست میدانی
شود تولید بین ما هر ایرانی و عثمانی
همان روز است میبینم، تبه این شاه ظلمانی
ز ظل (طلعت) و (انور) فضای شرق نورانی
همان گونه که تو با طلعت خود، عالمافروزی
میان این دو قوم، الفت مقام معنوی دارد
دلیل منطق من را، کتاب مثنوی دارد
«چه خوش یادی هنوز ایران ز شاه غزنوی دارد»
به ویژه هان که الفتْمان، ز نو طرح نُوی دارد
بتا بس سود این الفت، ز من ار بشنوی دارد
اگرچه تو زبان من، ندانی و نیاموزی!
چه سان بدخواهمان، آخر به هم زد آن بنایی را:
که در ما مثنوی بنهاد حیف آن صورت نایی را!!
«پی بیگانگان از دست دادیم آشنایی را»
افول آن بنا آوردمان، این تنگنایی را
کنون ظلمت به ما فهماند، قدر روشنایی را
سزد اکنون تو شمع مرده را، از نو بیفروزی
ز یک ره میرویم، ار ما سوی بیتالحجر با هم
ازین رو اندرین ره، همرهیم و همسفر با هم
چرا زین رو نیامیزیم، چون شهد و شکر با هم
قرین یکدگر روز خوش و گاه خطر با هم
فرا گیریم باز از سر، جهان را سر به سر با هم
به توفیق خداوندی و با اقبال و فیروزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به رابطه محبتآمیز و معنوی بین ایرانیها و عثمانیها اشاره میکند و میخواهد که با همکاری و اتحاد این دو قوم، مشکلات و ظلمهایی که در حال حاضر وجود دارد، حل شود. او بر اهمیت دوستی و الفت تأکید کرده و میگوید که این الفت میتواند به روشنی و روشنایی در میان قومها منجر شود. شاعر همچنین به ارزشهای فرهنگی و تاریخی دو ملت اشاره میکند و از نیاز به همکاری و همزیستی در شرایط سخت سخن میگوید. در نهایت، او با امید به آیندهای بهتر و با کمک خداوند، خواستار اتحاد و تلاش مشترک برای بهبود اوضاع است.