فصل ۱۰۰ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
معشوق چون بهاستار عزّت محتجب بود و خود را بهکس ننماید بلکه کس را طاقت دیدار او از غایت ظهور او نبود درد عاشق بی درمان بود و محنتش بی پایان بود در شرح تعرف آورده است که چون محبوب در مکان نیاید و محب از مکان تجاوز نکند درد دل محب ابدی بود و اندوه جانش سرمدی بود چنانکه گفتهاند:
معشوقه چو خورشید گزینی ای دل
او بر فلک و تو بر زمینی ای دل
چون در برخود ورا به بینی ای دل
سر بر زانو بسی نشینی ای دل
بخش 5
وَحیدٌعَنِ الخُلّانِ فی کُلِّ بَلْدَةٍ
اِذا عَظُمَ الْمَطْلُوبُ قَلَّ المُساعِدُ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
معشوق مانند یک ستاره در آسمان است و هرگز خود را نشان نمیدهد، بهطوریکه دیدار او برای دیگران ممکن نیست. درد عاشق بیپایان و غم دل او ابدی است. در متون آمدهاست که زمانی که محبوب در دسترس نیست و عاشق نمیتواند به او نزدیک شود، درد و غم عاشق نیز بیپایان خواهد بود. به این ترتیب، محبوب را به خورشید تشبیه کردهاند که در آسمان میدرخشد و عاشق بر زمین است و همیشه در آرزوی دیدار او به سر میبرد. در نهایت، اشاره به این دارد که هر چه آرزوی محبوب بزرگتر باشد، کمک از دیگران کمتر خواهد بود.