فصل ۹۶ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
اگر کار باختیار عاشق بود اتحاد بود و جمع زیرا که او را احتراق در پرتو انوار جمال خوشتر از بقا بود در تفرقه و دوئی و اگر باختیار معشوق بود فراق بود و هجر زیرا که او را از کمال جلال پروای یگانگی نبود با کس لَاحْتَرقَتُ سُبُحاتُ وَجْهِهِ عبارت از آنست غیرت میگوید:
تو گدائی دور باش از پادشاه
ورنه بر جان تو آید دور باش
گر وصال شاه میداری طمع
از وصال خویشتن مهجور باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به عشق و اتحاد بین عاشق و معشوق میپردازد. اگر عاشق دارای اختیار باشد، در اتحاد و جمع حضور دارد زیرا نور جمال معشوق برای او جذابتر از جدایی است. اما اگر معشوق در این میدان باشد، فراق و دوری پدید میآید؛ زیرا معشوق از کمال و یگانگی خود پروا دارد. در اینجا غیرت معشوق بیان میشود که گدا (عاشق) باید از پادشاه (معشوق) دور باشد، زیرا نزدیک شدن به او ممکن است به ضرر عاشق باشد. در نهایت، معشوق میگوید اگر به وصال من امید داری، باید از وصال خود دور بمانی.