فصل ۱۰۶ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای عزیز چون در مبادی اشراق انوار جلال وهم و عقل در زاویۀ عدم متواری شوند بر لوح دل اگرچه مهذب بود و مستعد که نقش کندو چون حجاب عزت برنخیزد عکس چگونه ظاهر شود بر آینۀ صقالت یافتۀ دل؟
در جام نیاید ای پسر بحر
این عشوه مخر که بیشمار است
در سخنان شیخ ابوعلی فارمدی قَدَّسَ اللّهُ رُوحَهُ آمده است که چون بنده را در بیشعوری از حدود انسانیت بیرون برند و از عالم ملکیت در آن بیشعوری برتر شود روا بود که انوار تجلّی ذات بی کیف بر وی افتد اما اگر بمثل کوه بود مندک گردد و اگر قائم بقوت نبوت بود مؤید بتأئید رسالت بود بمیرد و راه فناء ابد برگیرد جَعَلَهُ دَکَّاً وَخَرَّ موسی صَعِقا سرّاین معنی است.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نویسنده به توضیح حالاتی از روح و وجود انسان میپردازد که در فرآیند اشراق و تجلی معنوی ظهور میکنند. او به این نکته اشاره میکند که وقتی قوا و صفات انسان از حالت طبیعی خود خارج شوند، امکان دریافت انوار الهی برای او فراهم میشود. اما اگر این فرد در حالت بالایی از جهل و بیخبری قرار گیرد و به درک واقعیتهای عمیق نرسد، قادر نخواهد بود از فضل الهی بهرهمند شود. در ادامه، به مثالهایی از شخصیتهای بزرگ روحانی اشاره میشود تا اهمیت شناخت و پذیرش حقایق را یادآوری کند. این متن به نوعی مفهوم فناء و تجلی الهی را در قالب حکمت و تجربه معنوی بیان میکند.