فصل ۱۵۵ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخش 1
هیچ روزی که بر عاشق گذرد مبارکتر از آن روز نبود که او را در نظر معشوق یابند بردار برآمده و منتظر کشف اسرار شده در آن حال که آن واصل را بردار برآوردند موحدی باو رسید پرسید مَا الْمَحَبَّةُ فَقال هذا اَوّلُ قَدَم مِنْهُ:
گفت خوبان چو پرده برگیرند
عاشقان پیششان چنین میرند
آن روز دار مینمود اما او را روز بار بود چون در نظر یار بود:
بخش 2
حلاج دلا که مقتدای کارست
بردار همی گفت که روز بارست
از یار هر آنکسیکه برخوردارست
جانش بر یار و تنش برداست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی عشق و حالتی است که عاشق در حضور معشوق احساس میکند. روزی وجود عاشق به قدری با ارزش و مقدس است که او در کنار معشوق قرار دارد و به دنبال کشف اسرار عشق است. در این لحظه، عاشق احساس میکند که در نهایت به مقصدی رسیده و روز خود را مبارک میداند. عاشقانی که در برابر خوبیهای معشوق قرار میگیرند، دچار شوق و شیدایی میشوند و گویی جان و تن خود را فدای عشق میکنند. به طور کلی، متن به اهمیت و زیبایی لحظههای عاشقانه و نزدیکی به معشوق اشاره دارد.